غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
199
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
نامهء ابو مسلم را كه بوى نوشته بود و از وى بوزير آل محمد تعبير نموده بر مردم خواند و عمال به اطراف ولايات فرستاد ذكر وفات بعضى از اعاظم ايام و خبر شهادت ابراهيم امام بروايت جمعى كثير از علماء امت در سنهء ثلثين و مائه مدت حيات محمد بن المنكدر به آخر رسيده وفات يافت و محمد در سلك اكابر زهاد و افاضل تابعين منتظم بود و در همين سال يزيد بن رومان المدنى كه يكى از شيوخ امام يافعى است در علم قرائت از عالم انتقال نمود و بروايت حمد اللّه مستوفى مالك بن دينار كه سابقا ذكر او گذشت درين سال وفات يافت و در سنهء احدى و ثلثين و مائه ابو ايوب سجستانى كه از جملهء اكابر اهل دانش بود بعالم عقبى شتافت و درين سال و اصل بن عطاء المعتزلى كه در علم كلام و اصول تصانيف دارد جهان فانى را بدرود كرد و اوالثغ بود چنانچه اصلا به حرف را تكلم نميتوانست نمود و عوض را عين ميگفت در تاريخ امام يافعى از كتاب انساب كه مؤلف سمعا نيست مرويست كه در وقتى كه و اصل بن عطا بدرس حسن بصرى ميرفت اختلاف در ميان امت پيدا شد خوارج گفتند كه مرتكب كبائر كافر است و جماعتى بر آن رفتند كه مؤمن بارتكاب كبائر كافر نميشود اما فاسق ميگردد و ابن عطا انكار اين دو مذهب نموده گفت فاسق اين امت نه مؤمنست و نه كافر و حسن او را از مجلس خود مردود ساخته ابن عطا باتفاق عمرو بن عبيد از مصاحبت حسن بصرى اعتزال گزيد بنابرين ايشانرا با اتباع معتزله گفتند و همدرين سال همام بن منبه برادر بزرگتر وهب فوت شد و در سنهء اثنى و ثلثين و مائه وفات عبد اللّه ابن طاوس اليمانى النحوى بوقوع پيوست و جمال حال عبد اللّه بحليهء علم و تقوى و مهارت در فن عربيت آراسته بود و در اين سال حافظ ابو غياث منصور بن المعتم السلمى الكوفى كه بصفت زهد و عبادت اتصاف داشت از عالم انتقال نمود گويند كه يكى از حكام زمان او را هرچند بقضاء كوفه اكراه كرد زياده از دو ماه آن منصب را قبول نفرموده و همدرين سال در مدينه اسحق بن عبد اللّه بن ابى طلحة الانصارى الفقيه وفات يافت و در همين سال يونس بن ميسره كه از جملهء اكابر اصحاب فضيلت و زهادتست بعالم عقبى شتافت و يونس اعمى بود و مدت صد و بيست سال در جهان فانى زندگانى نمود و در اوايل همين سال يا در اواخر سالگذشته ابراهيم الامام و عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز و عباس بن وليد بن عبد الملك بن مروان كه در حران بزندان مروان حمار محبوس بودند از عالم ناپديدار بدار القرار انتقال نمودند و سبب حبس و كيفيت شهادت ابراهيم امام بروايت بعضى از فضلاء انام چنان بود كه چون نصر بن سيار از ضرب تيغ ابو مسلم فرار نموده برى رسيد عرضه داشتى مشتمل بر قوت دولت ابو مسلم قلمى كرده نزد مروان حمار فرستاد و مروان هنوز از مطالعهء كتابت نصر فارغ نشده بود كه يكى از قاصدان ابو مسلم را كه مكتوبى بنام ابراهيم مصحوب او بود گرفته پيش مروان آوردند و مروان نامهء ابو مسلم را كه اشتمال